مهندسي برق
با نگاهي اجمالي به صنعت در مييابيم که در ابتدا ( از رنسانس تا قرن بيستم) تمام ابزارها و صنايع، مکانيکي بوده اند و مهندسي عموما به طراحي و ساخت اين وسايل مکانيکي اطلاق ميشد؛ اما با به کارگيري الکتريسيته در صنايع، از حجم ابزارها و دستگاهها کاسته شد و صنايع پيچيده تر شد. رشته ي برق در آغاز با مکانيک همراه بود و الکترومکانيک خوانده ميشد؛ اما با رشد و پيشرفت چشم گير، اين رشته راه خود را از مکانيک جدا کرد و به عنوان رشته اي مستقل مطرح شد. به جرأت ميتوان ادعا کرد که علم و صنعت پيشرو در نيم قرن اخير، رشته ي مهندسي برق بوده است. با توجه به وسعت صنعت برق و پيشرفت زياد آن، اين رشته خود به چند گرايش تقسيم شده است. کامپيوتر به عنوان وسيله اي الکترونيکي، از مصنوعات و توليدات رشته ي برق است. در گذشته، مسايل مربوط به کامپيوتر در رشته ي برق مطرح ميشد؛ اما با گسترش و تعميق روز افزون آن، اينک از رشته ي برق جدا شده و به عنوان رشته اي مستقل مطرح است. رشته ي برق در مقطع کارشناسي به چهار گرايش: مخابرات، کنترل، قدرت و الکترونيک تقسيم ميشود. دانشجويان در ابتدا بدون تعيين متقاضيان هر گرايش پس از گذراندن درس هاي پايه و اصلي، با توجه به معدل درس هاي گذرانده شده و ظرفيت و توان علمي هر دانشکده به انتخاب گرايش ميپردازند. تفاوت اين گرايشها چيزي در حدود 20 واحد درسي است زيرا در مسايل کاربردي هر چهار نوع تخصص مورد نياز است و اين تفکيک در مسايل علمي اعتباري ندارد.
1. گرايش مخابرات: شبکه ي مخابراتي مثل سلسله ي اعصاب انسان جامعه ي جهاني را تشکيل ميدهد. تخصص در زمينه ي شناخت، نحوه ي عملکرد و چگونگي نگهداري و بهره برداري، تجزيه و تحليل و طراحي سيستم هاي مخابراتي، از شناخت و اهميت بسزايي برخوردار است. هدف اصلي رشته ي مخابرات، انتقال اطلاعات است. اين اطلاعات به سه شکل صوتي، تصويري و داده (DATA) است. در ميان تمام گرايش هاي برق، گرايش مخابرات بيشترين خصلت رياضي را دارد و تمام تئوريها در قالب رياضيات پيشرفته در آن مطرح ميشود. دو درس "آمار و احتمالات" و "الکترومغناطيس" از درس هاي بنيادي اين رشته اند.
2. گرايش کنترل: همان طور که از نام گرايش بر ميآيد، هدف اين علم، کنترل رفتار سيستم هاي مختلف با توجه به ورودي هاي داده شده است. در تمامي سيستم ها، مساله ي کنترل اتوماتيک تغيير رفتار سيستم براي نزديک کردن پاسخ هاي آن به مقادير مطلوب، همواره مورد نظر است. مثل کنترل دماي يک کوره، کنترل دور الکتروموتور، کنترل موشک، کنترل هواپيما و سفينه، کنترل ارتفاع آب و کنترل جريان و ولتاژ يک سيستم و نظاير اين ها. در اين علم، با روش هاي کنترل يک سيستم سر و کار داريم؛ نه با خود سيستم. ضروري است يک دانشجوي کنترل از پايه ي رياضي و دانش کامپيوتري قوي برخوردار باشد.